کتوم

غلام غلام سیاهت

از زبان غلام سیاه آقا امام حسین ( ع ) :

در هوای جرعه آبی آمدم ، ناشناس انتخابی آمدم

خادمت بودم ولی از ابتدا ، مثل میهمانان پذیرفتی مرا

گفتی آزادی برو اما نشد ، خواستم حرفی زنم لب وا نشد

هرکسی با تو کلامی گفت و رفت ، حرفهای ناتمامی گفت و رفت

من دلی تنها تماشا کرده ام ، گاه بغضی را شکوفا کرده ام 

زیر لب گفتم مرا از خود مران ، زیر لب گفتی تو هم با ما بمان

از همان لحظه خدائی تر شدم ، خادم فرزند پیغمبر شدم

آقا جان اگه قبول کنی ، ما هم غلام غلام سیاهت ، یه عنایتی . . .

یه عنایتی که شاید ... ببینیم جمال جان فزای روی جانان . 

   + کتوم ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

ادب

کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست ؟

عقل در گوش دلم گفت : که ایمان ادب است .

هر که ادب ندارد ، عقل ندارد .

   + کتوم ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

فراق

گفتم به بلبلی که علاج فراق چیست؟

از شاخ گل به خاک افتاد وتپید مرد.

آیا ما همچون این بلبل هستیم در فراق یار حقیقی یا .... ؟

از این فراق و دوری دارم آتیش میگیرم،به کی بگم خدا یا ..

   + کتوم ; ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

عشق به ولایت

ببینید که عشق به ولایت انسان را به کجا می کشد :

چند روز پیش کتابی را میخواندم که سر سوزنی در ارتباط با ائمه معصومین (ع) نبود ولی چشمانم ناخودآگاه نام امیرالمومنین علی (ع) را در کتاب دید با اینکه تعجب کردم ولی در پی آن شدم  که ببینم مطلب از چه قرار است.

اما عین مطلب :  عثمان در  ١٨ ذی الحجه  سال ٣۵ هجری در گذشت و مردم با امیر المومنین خلیفه چهارم بیعت کردند در آن روز.

و اما نتیجه ای که از این مطلب میتوان گرفت و واضح است این است که : پیامبر (ص) در سال دهم  هجری در روز ١٨ ذی الحجه ولایت امیر المومنین علی (ع) را اعلام کردند و حال به هر طریقی که فراوان شنیده اید مردم دچار غفلت یا تکذیب شدند جز اندکی ، ولی نکته مهم در این است که ٢۵ سال بعد همان مردم در همان روز ( ١٨ ذی الحجه ) دست بیعت با علی (ع) داد.

وعلت اینکه چرا عثمان باید در همان روز می مرد به این است که اگر خداوند عالم بخواهد حکمی را پایدار و پابرجای نگه دارد اگر زمین و زمان دست به دست هم دهند نمی توانند آن را تغییر دهند تا چه رسد به این اصل اصیل نظام عالم وجود که ولایت حقّه عالم است.

اینکه چرا گفتم عشق ولایت مرا به اینجا کشاند ، آیا غیر از این است که حقیقت که اینجا خود را به صورت ولایت نشان داد طالبانش را بسوی خود می کشد  و گاها از ما بالاتر را غرق می کند؟

   + کتوم ; ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اذ لیس لداء الحب دوا

ربّ  صدیق لا منی  فی  وداده              ا لم یره یوما  فیوضح  لی عذری

اسیر الهوی ان شئت فاصرخ شکایته      و ان شئت فاصبر لا فکاک عن الاسر 

   + کتوم ; ٩:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

نیمه رمضان و نیمی از خواسته

بیائید نیمه رمضان، قانع باشیم ونیمی از خواسته های خود را از حضرتش طلب کنیم،کسی که عنوان کریم اهل بیت (ع) را وجود مبارکش به ظهور رسانیده است .

با ابیاتی از عزیز دلمان جناب کمپانی (مفتقر) به ساحتش متوسل میشویم.

ابو محمد، امام دوم به استحقاق          یگانه وارث جدّ و پدر به استخلاف

بزن به قائمه عرش معدلت، دستی          بگو که ای ز تو بر پا قواعد انصاف

به دُرد خویش ز چه درد مرا دوا نکنی       به محفلی که بنوشند عارفان، می صاف

با همه ام آمده ام که نیمی بخواهم، چرا که شنیده ام:

در تو قبله حاجات و کعبه محتاج             ملاذ عالمیان در جوانب و اکناف

التماس دعا          

   + کتوم ; ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

سکوت

 

ده تا بشنو، یکی بگو و اگر یکی هم نگوئی عیبی ندارد.

 

   + کتوم ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()